جمال الدين محمد الخوانساري

مقدمة 68

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

روز 26 ج 1 بود كه بشهر آمد وارد شدم ومن در هيچ جا شهري باين خوبى نديده بودم اين شهر بر سر قلّه از سنگ سياه بنا شده قلعه دارد كه خشتهاى صدمنى وهزار منى از سنگ براي آن تراشيده‌اند وسنگها را طورى بهم پيوند داده‌اند كه ابدا گل وگچى در ميان آنها نيست ودر سر ديوار قلعه برجها ساخته وسنگرها پرداخته‌اند كه در هر كنگره‌اش مردى بآسانى مىتواند جنگ كند ومسجدى جامع در اين شهر از همين سنگ سياه بنا نهاده‌اند كه داراى دويست ستون وبر سر ستونها باز ستونهاى كوچكترى نصب كرده‌اند وطاق را با زيب وزينتى تمام بر سر آنها بنا گذارده‌اند وچشمه از ميان اين شهر واين قلّه سياه روانست كه پنج آسيا بدان مىگردد وباغستانهاى شهر را مشروب مىسازد . مذهب مؤلّف : پيش از اين ياد آور شديم كه مؤلّف حتما يكى از علماء ورؤساى مذهب اماميّه است واين مطلب را ابن شهرآشوب وعلّامه عاليمقدار مجلسي تأييد فرموده وجاى ترديدى باقي نگذارده‌اند واگر مؤلّف غير امامي بود البتّه بزرگان نامش را در رديف علماء اماميّه ذكر نمىكردند واگر جزئي احتمالي در باره عامّى بودنش مىرفت صاحب رياض العلماء با آن سعة اطّلاعاتش بدان اشارتى مىنمود در صورتي كه نه تنها چنين احتمالي را نداده بلكه تصريح بامامى بودنش نموده است والبتّه اگر خود مرحوم آمدى أعلى اللّه مقامه الشريف احاديثى كه در اين كتاب نقل فرموده است با اسناد ذكر ميكرد مجالي براي اين كنجكاويها باقي نمىگذاشت لكن آن وقت شايد حجم كتاب چند برابر كتاب فعلى مىشد وخود ايشان در مقدّمه نوشته‌اند كه « من براي فرار از اطناب أسناد كتاب را كنار زدم » از اين قسمت هم كه بگذريم بطورى كه مرحوم حاجى نوري در خاتمه مستدرك يادآور شده‌اند بهترين دليل تشيّع وامامي بودن مؤلّف همانا أحاديث شريفه ايست كه در طىّ مطالب مندرج است وقلوب مريضه أهل سنّت تاب تحمّل چنين احاديثى را ندارد وآنها جز از يك امامي